|
سلام به همه دوستای گلمون... خلاصه بگم و مفید ...
وبلاگ جی جی ها تا اطلاع ثانوی آپ نخواهد کرد
علتش هم تا حدودی درس و مشق اما همش این نیست ...
نپرسید که نمیتونم توضیح بدم ...
امیدوارم ما رو حلال کنید ...
از همه دوستان هم به خاطر اینکه یه مدت ما جی جی ها رو تحمل کردن ممنونیم ...
حلالمون کنید... چاکر و مخلص همتون ... : ... جی جی لولو :<:؟؟ دوستای گلم گل یاس جونم - آبجی سهیلا - جودی جونم - نیلوفر جون ( دختر مغرور ) - نیلویی - آجی شیطونا - اراذل ته کلاس - بچه فیلا - گمنام جون - جینگولک - رهگذر و هر کی که این مدت حال داد و وبلاگ جی جی ها رو با حضورش سبز کرد ... بازم میگم i LOVE you ALL as my FAMILY
بوس بوس بای بای
+ نوشته شده در یکشنبه 5 آبان1387 6:15 توسط GiGi Lo0Lo0 |
صدایت را شنیدم ای زیباترین قطعه ی هستی صدایت را بوییدم و از اوج قناری پایین آمدم ای تازه ترین آوا ای آشناترین دریا صدایت را به همه پرندگانی که از سفر زمستان برگشته بودند نشان دادم. روحم در صدای تو خود را شست من پروانه ها و گلبرگ هایی که در دفترچه خاطراتم زندانی کرده بودم در صدای تو رها کردم درود بر صدای تو که خانه ی مرا از یک خواب دیرپا بیدار کرد. صدایت را دیدم من سه کوچه آن طرف تر٬نزدیک اقاقیها ایستاده بودم. کمی مانده به برزخ درست در سرازیری روح سرما بیداد میکرد مغز استخوان شعرم می سوخت نزدیک بود احساسم یخ بزند صدایت آرام آرام آمد و روی شانه هایم نشست. نرگس ها به من تبریک گفتند . ابرها به من نزدیک شدند و در دل غمگینم باران بارید. باران بارید و من برای صدایت آواز خواندم. باران بارید و من روبروی دل نشستم و شعر گفتم. باران بارید و من شمشاد شدم. دوباره صدایت را به سویم بفرست تا از این سکوت سربی که روز و شب مرا در بر گرفته است٬بگریزم. چه شبها که به یاد تو کلمات را بیدار نگاه داشتم و با آنها از تو گفته ام و از تو شنیده ام. چه روزها که منتظر طوفان نوح بوده ام منتظر زلزله ای که بیاید و ویرانم کند منتظر آتشی که بی امان بر من ببارد و حتی خاکستری هم از من بر جا نگذارد منتظر بارانی که مرا بشوید و جاری کند و رود کند اگر رود شوم٬هرگز به طرف دریا نمی روم.از موج ها میگریزم. هیاهو را دوست ندارم اگر باران بیاید و من رود شوم٬به تو می پیوندم ای کویر گسترده و خاموش! در تو می توانم عطش چندین هزار ساله ام را ببینم. در تو می توانم تمام دریاها را پیدا کنم. ای کویر راز آلود تو را سطر به سطر می خوانم و رویاهای شیرینم را با تو می گویم. اگر تو باشی مرا چه حاجت به ابرهای روزمره و سنگ های ساکت؟ اگر تو باشی این چشمه های حقیر به چه کارم می آیند؟ دوست دارم آنقدر از تو بگویم تا دنیا به پایان برسد دوست دارم شعرهایم را پیش پای تو قربانی کنم. + نوشته شده در چهارشنبه 24 مهر1387 18:2 توسط GiGi Paeezi |
سال ها پيش توي يه سرزمين دور شاهزاده اي وجود داشت كه تصميم به ازدواج گرفت. اون ميخواست با يكي از دختراي سرزمين خودش ازدواج كنه. به همين دليل همه دختراي جوون اون سرزمين رو دعوت كرد تا سزاوارترين دختر رو انتخاب كنه.در بين اين دخترا دختري وجود داشت كه خيلي فقير بود اما شاهزاده رو خيلي دوست داشت ومخفيانه عاشقش شده بود. وقتي دختر قصه ما ميخواست به مهموني شاهزاده بره مامانش بهش گفت دخترم چرا ميخواي به اين مهموني بري تو نه ثروتي داري نه زيبايي خيلي زياد . دخترك گفت مامان اجازه بده تا برم و شانس خودم رو امتحان كنم تا حداقل براي آخرين بار اونو ببينم. ..................................................................................................... سلام ..... وبلاگ جی جی ها هم بعد از یه ماه بالاخره آپ شد ... /// ... /// ... ( یه وقت به کسی نگین که ملت از تعجب سکته می کنن) خیلی حرف دارم ولی باید ببینم تا چه حد حوصلم میشه تایپ کنم و چه قدرشو یادم میاد ... - اول بگم که چند روز پیش پاور سیستمم سوخت مجبور شدم ۲۰ تومن پول پاور بدم ... - ایشالله نماز و روزه همه قبول باشه و عید همتون هم مبارک - بازم مدرسه ها شروع شد و طبق معمول کمتر میایم نت ..... در نتیجه ماهنامه جی جی احتمالا به فصل نامه جی جی تبدیل خواهد شد .... ( موارکه ) - قالبو عوض کردم ( خوب کاری کردی !!! ) - اه اه اه ( با فتحه ) !!! بعضی دخترا چه قد لوسن !! ( البته با شما بانوان گرامی نبودما !!! شما که گلین - هر جور برنامه ریزی میکنم میبینم همه کارامو توی ۲۴ ساعت نمی تونم انجام بدم !!! کاش زندگی هم وقت اضافه داشت ... ( این یکی رو از تو کتاب جملات قصار جی جی ها پیدا کردم ) - فعلا چیزی یادم نمیاد ... بعدا هر چی یادم اومد آخر همین آپ اضافه میکنم !!! - منتظر جی جی نامه بعدی ما باشید /// - i LOVE you ALL as my FAMILY - - شاد باشین ¤ × ¤ - بای ......................................... ویرایش : - آهان یکیشو یادم اومد : گمنام جون تست شخصیتو انجام دادم ولی یادم رفت سیو کنم ... + نوشته شده در جمعه 12 مهر1387 19:6 توسط GiGi Lo0Lo0 |
سلام به بروبچ..... امیدوارم که حالتون خوب باشه ........( البته می دونم همه خوبن........ آهان !!!! اول از همه چی از تمام دوستای گل معذرت می خوام .......یه مدت نتونستم بیام نت ....... امیدوارم منو ببخشید....... خوب از این به بعد سعی می کنم داستان های خوبی بنویسم ........... مرسی از همه ........ راستی داشت یادم می رفت یه داستان می ذارم امیدوارم خوب باشه یه روز عصر جمعه نشسته بودم توی خونه داشتم بیخود و بی جهت تو نت می گشتم که دیدم تلم زنگ خورد ..........الو بفرمایین.....؟ ( یه خانومه با شخصیت اون بره خط ) سلام آقای... ؟ بله خودمم, امرتون رو بفرمایین .. می خواستم یه مو ضوعی رو بهتون بگم......؟ خانوم اگه می شه یه کم سریع تر بگید چون من کار دارم..... من از بیمارستان تماس می گیرم راستش اینجا یه نفر به نام هومان تصادف کرده که شماره شمارو داد که با شما تماس بگیرم............ خواهش می کنم سریع بیاید بیمارستان..... من که دیگه چیزی حالیم نبود چون هومان یکی از بهترین دوستام بود ولی اینجا.....؟ من سریع خودمو رسوندم بیمارستان...... سلام خانوم آقایی بنام هومان حسینی ای.. آره تهه راهرو , اتفاقات.......... رفتم دیدم خونین و مالین افتاده رو تخت..... گفتم تو اینجا چیکار می کنی؟ چی شده ........؟ گفت مگه کوری یه کامیون کور بود زد بهم...به سختی حرف می زد... گفت یه پاکت تو جیبم هست برشدار ......دیدم یه کارت عروسیه با خودم گفتم حتما عروسی خواهرشه چون قرار بود ازدواج کنه.......گفتم: این چیه ؟ گفت : خره من پس فردا عروسیمه.......جا خوردم....چی..........؟؟؟ چیه مگه من آدم نیسم..؟؟ .........نه..!!! خلاصه داشتیم حرف می زدیم که اومدن بردنش اتاق عمل........اون قشنگ ترین لحظه زندگیم بود چون هومان خله داشت پس فردا عروسی می کرد........دیدم دارن هومان رو می یارن ........خیلی خوشحال بودم......ولی یه باره .............. آره روی اون پارچه کشیده بودن ..... پاهام شل شد.... زدم زیره گریه............... نمی دونم ولی شاید فقط می خواست با این کارش بهم بگه که ..... آخه همیشه من بهش میگفتم تو عرضه نداری. کی به تو زن میده؟؟؟؟ !!! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جی جی لولو : خوب حالا نوبت منه پی نوشت ۱ : سلام پی نوشت ۲ : اگه تو این مدت دوستان آپ کردن نتونستم نظر بدم ببخشید یه مدته سرعت نت اینجا افتضاحه !!!!!! پی نوشت ۳ : جی جی پاییزی اولای وبلاگ چند تا مطلب نوشت بعد یه مدت نتونست بیاد نت اما از حالا بازم میاد. پی نوشت ۴ : حالا دیگه مطمئن شدم که ۲۴ ساعت برا یه روز کمه !! پی نوشت ۵ : از اونجایی که من آدم ........ هستم جی جی بد بی رو بخشیدم و از مقابله به مثل پرهیز می کنم ... پی نوشت ۶ : نقطه چین بالا رو باید با دانش گرامریتون کامل کنید.! پی نوشت ۷ : فصل اول رمان تموم شد ولی ترجیح دادم فعلا به کسی نشونش ندم.؟! پی نوشت ۸ : می خوام یه کارایی رو شروع کنم ولی نمی دونم از کجا !!!!!!!!! پی نوشت ۹ : همین !!! پی نوشت ۱۰ : I love all of YOU as my FAMILY پی نوشت ۱۱ : راستی جی جی بد بی هم سلام رسوند (آخی بدبخت نتونست امشب بیاد) پی نوشت ۱۲ : قرار بود این آپ ۳ نفره باشه ولی خوب نشد ... شاد باشین ..!!! بای + نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387 23:37 توسط GiGi Paeezi |
سلام دوستان من......... امیدوارم که حال همتون خوب باشه راستش رو بخواین جی جی لولوی بزرگ آق میتی(میتی=مهدی)یه چند روزیه مسافرت تشریف دارن(من که دلم واسش خیلی خیلی خیلی......تنگیده) دیروز جلو تلویزیون لم داده بودم که یه هو مهدی خان زنگ زد و بهم گفت که بیام وبلاگ رو آپ کنم(مثل اینکه حالا حالاها باید منو تحمل کنین) اشکال نداره اگه شمام مثل من دلتون واسه مهدی تنگ شده می تونین هر وقت خواستین بیاین به وبلاگو عکس مهدی رو ببینین البته این عکس ۱۴ سالگی مهدی هست یه عکسی تازه انداخته تو اون خیلی ناز شده راستی جا داره از اینکه یه مشکل فنی پیش اومده بود عذر خواهی کنم . آخه عکسهای مهدی ظاهر نشده بودن همچنین حلول ماه رمضون رو به همه تبریک می گم (خداییش روزه گرفتن اونم تو تابستون سخته نه؟) + نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387 15:0 توسط GiGi Bad Boy |
|
| ||||||